انسانیت کجاست؟

تو آمریکایی که این همه مسخره اش می کنن، فوق فوقش میرن یه تفنگی گیر میارن و میرن با طرف تسویه حساب می کنن.

نیست که ما خیلی با فهم شعور و کمالات هستیم و برتر از ماها دیگه تو دنیا پیدا نمیشه، کلاس کاریمون هم رفته بالا... اینجور اسلحه ها دیگه برامون شدن سوسول بازی...

ما خیلی با کلاسیم که داریم با نارنجک تسویه حساب می کنیم، اونم تو روز روشن، سر ظهر، شلوغ ترین زمان... و کجا... توی کتاب فروشی!

ماها کلا خیلی با شعور و با فرهنگیم... اسید پاشی هم دیگه دمده شده و بر میگرده به قرون وسطی...

چند وقت دیگه هم برای تسویه حساب آر پی جی میزنیم...

انسانیت دیگه داره تو این مملکت و بین این مردمان تبدیل به افسانه میشه...

/ 84 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلشن

فیلترای کشکی......همه چی ظاهری....دوتا از همین آقایون خادمای حرم رو میشناسم که.......گندایی هم که به زندگیشون زدن میشناسم..... انقدرا هستن که با پرواز میان واسه نوبت کشیکشون......به نظر من که یه بار دوبار واسه دل خودش بیاد خوبه عیب نداره اما بیشترش ......شک دارم درست باشه وقتی خیلیا لنگ اون پول بلیت پروازن .این پولا ابروی خیلی خونواده ها رو میخره......شهریه یه ترم دانشگاه خیلی بچه یتیما میشه

گلشن

آهان! بله شناختیم شناختیم[زبان] بله همین احساس تکلیف پاپانوئل ما رو کشته دامنه مسئولیتشون هم زیاده چون درامد امام رضا میره تو .....به هرحال آس*ت*ا*ن قد***س که بی صاحاب نیست [نیشخند] تقصیر فقر مشهده که خیلی زیاده! یادمه آس*ت*ا*ن قد***س کیک میفروخت که عکس روش با واقعیت خیلی فرق داشت وقتی میخریدی میدیدی یه ذره کیک توشه محلات پایین شهر مشهد چونکه مردم تنگ دست اونجا زندگی میکنن حداقل از اول عمر من تا حالا٬ بوی فاضلاب میده حتی روی جوی های فاضلاب رو نپوشندن . حالا برو بالاشهر.....قدم به قدم پارک و مجسمه .مبلمان شهری و... اینم شهر مذهبی!

گلشن

اونجا مرکز شهر حساب میشه هسته اولیه مشهد اطراف حرمه اما دفیفا نمیدونم کجای اونجاها بوی فاضلاب میده؟[سوال]

گلشن

بعدشم آقا رضا اونجا ارومیه هست بالاخره[قلب] من خاطره ای که از ارومیه دارم هوای خنک و هلو وگلابی شیرین و آبدار و اندازه کله خودم بود [زبان] و یک نوع خربزه تا اون موقع همچون میوه هایی نخورده بودم البته بعدا خوردم اما خاطرات سفر چیز دیگه هست.

گلشن

۱۲ـ۱۳ سال پیش[زبان] یادم نیس گرد بود یا مه.فقط یادمه خربزه هایی که من تا اون موقع خورده بودم سبز اما اونا هم کوچولو بود هم رنگش خیلی روشن بود

مریم*

سلام بر عزیزان... [لبخند][گل][گل] در دعاهام اونجا به یادتون بودم. گلشن جان آره تونستم برم زیارت,هر روز میرفتم.خیلی عالی بود و فوووق العاده شلوغ،تقریبا همون نیم وجبی که آقا رضا گفتن هم پیدا نمیشد[لبخند] خدا کنه اکثر کسانی که اونجا میان آداب زیارت این بزرگان رو یاد بگیرن و انجام بدن...

گلشن به مریم* خانوم

سلام مریم خانوم زیارت قبول[گل] پس خداروشکر خوش گذشته[لبخند]

مریم* به گلشن

ممنونم،خدا قبول کنه. خدا رو شکر خوب بود،جایی هم غیر از حرم نرفتم،حیف بود وقتمو برای جای دیگه بذارم. [گل] [لبخند]

مریم*

ممنونم آقا رضا،قبول حق باشه [لبخند][گل]

گلشن

ما هم همینو میگیم آره توشون سفید بود و خیلی شیرین یه قایق بادی پدرم داشت وقتی خیلی بچه بودم هنوز مدرسه نمیرفتم اون قایق رو انداختیم تو دریاچه و کلی قایق سواری کردیم و پارو زدیم.[ناراحت] یه چیزی هم خوردیم اسمش کمبزه بود.