الیاس

من بچه ها رو دوست دارم؛ یعنی کلا هر کی کوچیکتر از خودم باشه رو یه احساس خاصی بهشون دارم... بچه ها رو هم بیشتر ولی اینکه بخوام باهاشون اخت بشم یا صمیمی بشم و باهاشون رابطه داشته باشم یا بازی کنم یا شیفته شون بشم، نه! یعنی هیچ وقت حوصله نداشتم و نتونستم با بچه ها رابطه داشته باشم!

دختر همسایه مون مدت کمی بعد از ازدواجش طلاق گرفت و پسرش هم بعد از طلاق و تو خونه پدریش (همسایه ما) به دنیا اومد. من نمی دونم این بچه چرا اینقدر با نمک شده و دوست داشتنی... شب و روز دلم می خواد ببینمش یا صداش رو بشنوم. خیلی خوشگل و دوست داشتنی و با نمک و شیرین زبونه. اصلا شلوغ نیست، لوس هم نیست...

صدای خنده هاش که میاد تو هر حالی که باشم می خندم!

عاشق حرف زدنه... وقتی که خودش تنهاس یا با خودش حرف میزنه یا همینجوری یه چیزایی می خونه، وقتی صداش رو می شنوم میام جلو پنجره تا بیشتر بشنوم. خواهرم که باشه گوشه پنجره رو باز می کنیم و از اونجا نگاش می کنیم.

همین الانم سه چرخه اش رو آورد تو کوچه و داره حال می کنه با خودش... کلا خود کفاست!

هنوز چهار سالش نشدهقلب

/ 37 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلشن

دُر اسفنجی بود اشتباه تایپ کردم

باب اسفنجی

دقت نکردی چی شد! بیابون.مقصد من بیابونه.البته اگه یه غاری چیزی هم پیدا بشه خوبه.

گلشن

خوب حرف من چه ربطی به این داشت که بخواد تورو بین خودش و خونوادت قرار بده؟[متفکر]

باب اسفنجی

تو گفتی پس فردا با خانومت هم قهر مکنی من گفتم اگه چنین موردی پیش بیاد قهر میکنم در غیر این صورت نه. افتاد؟ یا رنده بیارم صورتم رو رنده کنم؟

باب اسفنجی

من همین الان خیلی فکر کردم! ما نباید وبلاگ آقا رضا رو مثل چت روم در نظر بگیریم و اینجا حرف بزنیم[نیشخند] دوما اینکه من نباید اینجا هی قهر کنم.به دو دلیل اول اینکه ممکنه یکی بیاد اینجا فکر کنه آقارضا مهدکودک راه انداخته دوم اینکه ممکنه شما بری به درسا خانوم(همون که قول دادی بهم بری خاستگاریش)بگی که این پسره هی قهر میکنه.قهروعه.اونوقت بد میشه.

گلشن

ای خداا آقارضا خوب حرف نزنم ولی مجبورم میکنه!جناب باب من کی به شماقول دادم برم خواستگاری؟یه جغله بچه چقدر در زمینه ازدواج فعاله ماشاالله!

باب اسفنجی

حتی به خودم اجازه ی خوندن دفترچه ی شماره ی دو رو ندادم

باب اسفنجی

خب زن خواستن عیبه؟خودش یه روز اومد بهم گفت چه خبر از درسا؟ منم گفتم درسا نمیشناسم.میخوای برام زن بگیری؟گفت اره.[نیشخند]

گلشن

خالی میبنده! من گفتم چه خبر از درسا؟درس ها؟ بعد بس که آدم ازدواجی ایه٬ همون کلمه اولو گرفت! دیگه هم بحث نداریم تو حونه مردم[قهر]