...

گاهی تو زندگی آدما اتفاقاتی میفته که واسه خرد کردنشونه، گاهی اتفاقاتی میفته که واسه اوج گرفتن اوناست.

اینکه خرد بشی، داغون بشی، منیتت از بین بره و دوباره ساخته بشی، دردناکه، خیلی دردناک... یه تولد دیگه ست... زائیدن خود!

اوج گرفتن هم سخته، تلاش می خواد، ممارست می خواد و درد و سختی خودش رو داره.

برای خرد شدن باید تسلیم شد، باید توکل کرد...

برای اوج گرفتن باید مقاومت کرد، باید صبور بود...

تشخیص این شرایط گاهی وقتا خیلی سخت میشه، نمی تونیم حکمت تمامی اتفاقاتی رو که تو زندگی مون میفته رو درک کنیم؛ گاهی وقتا نمی دونیم باید مقاومت کنیم یا تسلیم شیم و این خودش باعث تشدید درد میشه... اگه بجای مقاومت کردن تسلیم شیم یا برعکس بجای تسلیم شدن مقاومت کنیم شاید به کل از مسیر و هدف دور شیم.

ولی در همه حال خدایی هست که میشه بهش امید بست، خدایی که منتظر حضور ماست!

شریعتی میگه:

آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست، خواستن اگر با تمام وجود، با بسیج تمام اندام ها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند، اگر همه هستی مان را یک خواستن کنیم، یک خواستن مطلق شویم، و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم، پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

من خودم این پاراگراف آخر رو تجربه کردم و به این حرف ایمان دارم.

فکر می کنم قبلا هم پستی شبیه به این نوشته بودم!

/ 16 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلشن

من الان روبه راه نیستم اما اون شب واقعا داغون بودم نمیدونم جدیدا چم شده بی دلیل خاص(تاکید میکنم خاص) به هم میریزم.

گلشن به باب

وقتی تو غیبت صغری بودی اومدم غیر از اون هم اومدم اما به قول آقا رضا به زور چماق باز میشه کامنتها..... بعد هم الان که رفتم لینکی وجود نداشت

باب اسفنجی

والا قالب رو که عوض کردم خیلی بهتر شده.حتی با اینترنت کافی نت هم باز میشه.امتحان کردم. بعدشم برای اینکه لینک ها فعال بشه حتما باید بری به صفحه ی یکتای پست.یعنی روی عنوان پست کلیک کنی و بری توی صفحه ی مخصوص پست بعد روی لینک کلیک کنی.این قالب جدید اینجوریه. بتونم بهتر گیر میارم.

باب اسفنجی

گلشن خانوم نگران نباش اینا نشانه های دیوانگیه تعارف که نداریم

جین

آدما همه دیوونه ان و اونا که میگن دوونه نیستن از همه دیوونه ترن

گلشن

اون پایینی منم میدونین که؟ حواسم نبود

مریم*

رنج های آدمی نشانه فضل اوست،چنانکه آتش بوی عنبر را آشکار میکند.

باب اسفنجی

آقا رضا مگه من با شما شوخی دارم؟ نه خودت بگو من با شما شوخی دارم؟ بگو دیگه. چرا نمیگی؟ من با شما خیلی هم جدی دارم. (چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟(اولا)سوالی در مورد علائم دیوانگی داشتی ازم بپرس.(دوما)اگه یه بار،فقط یه بار دیگه با من شوخی کنی خودت میدونی و خودم.یه بار کمه.باید زیاد شوخی کنی.(سوما)دیوانه هم خودتی(چهارما))[نیشخند]

رضا

سلام. خودمم... کارهای خیریه به هم ریخته و همونجوری که بهشون گفته بودم بچه ها یکی یکی دارن کنار می کشن برای همین کلا درگیر اونجام تا آخر این هفته. میام کامنت ها رو هم جواب میدم.

مریم*

علیک سلام... آقا رضا، با توجه به تجربه ای که با خیریه ها دارم میگم؛فعالیت برای خیریه ها دردسر زیاد داره چون خیلی بی مدیریت و بی برنامه هستن.مگر اینکه مدیریت و برنامه ریزی و نیروی انسانیش مال خودتون باشه.