خوشبخت و بدبخت از نگاه شریعتی

خوشبخت، بدبختی است که آدم بودن خویش را فراموش کرده است. اما بدبخت، آنکه هنوز سرگذشت خویش را به یاد می آورد، خوشبختی است که رنج بودن را همچنان حس می تواند کرد. چه، هنوز آدم است، و هر کسی آدم است، اگر هنوز فراموش نکرده باشد.

شریعتی

 

گاهی وقتا حرفای شریعتی تند و تیزه ولی اکثرا درسته... یا لا اقل من اینجوری فکر می کنم.(اینجا اشاره به هبوط انسان و دوری از درگاه الهیه)

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باب اسفنجی

من که چیزی نفهمیدم.حالا فردا میخونم ببینم میفهمم یا نه!

مریم*

[گل][لبخند]

گلشن

نه اون عدد خوشبختی رو در نفهمیدن نمیدونن درکشون از خوشبختی چیز دیگه ای هست در واقع فکر میکنن میفهمن و خوشبخت هم میشن

باب اسفنجی

آقا من امروز هم خوندم ولی متوجهش نشدم.بنابراین دیگه من رو تو این پست نخواهید یافت.[نیشخند]

باب اسفنجی

این حرفایی رو که زدی درسته ولی من که متوجه نمیشم از توی این متن چجوری میشه اینا رو در آورد. عجیبه

گلشن

[گریه]

گلشن

چند وقته هیچ برداشتی نداره نگرانشم[گریه]

مریم*

ماجرای سکونت آدم و حوا در بهشت و خوردن از درخت ممنوع، مرحله ای از سیر نزولی انسان بوده. حقیقت و هویت اصلی انسان ،از عالمی متعالی و برتر،سیر نزولی رو طی کرده تا به عالم مادی و خاکی که پایین ترین مرتبه وجوده، رسیده تا بار دیگه انسان با قوس صعودی از عالم ماده اوج گرفته،به سوی خدا برگرده. آنچه در جریان سکونت آدم در بهشت و سپس نزول و هبوط به زمین،در قرآن کریم اومده، در حقیقت بیانگر بخشی از قوس نزولی خلقت انسانه. بزرگان گفته اند: نباید فکر کنیم که قرآن قصه ای گفت و حضرت آدمی که در بهشتی به گندمی ممنوعه نزدیک شد و بعد از اونجا بیرونش کردن... که اگر اینطور فکر کنیم سوالهای گوناگون پیش میاد و از مسیر درست خارج میشیم،(مثل: اون آدم کی بود؟بهشتش کجا بود؟ مگه توی بهشت گندم هم هست؟مگه اونجا ممنوعیتم هست؟و...)چون قضیه آدم رو یک قصه میبینیم اونوقت مشکل پیش میاد. قصه حضرت آدم یک قصه شخصیه در هزاران سال قبل نیست،آدم نماد نوع انسانه،و بسوی درخت رفتن بسوی دنیا رو کردنه،و ما هم اگر بخواهیم همانند حضرت آدم بسوی آدمیت و عالم بالا حرکت کنیم برای ما هم همین گرفتاریها و نهی شدنها و هبوط و سقوط و سختیها وجود خواهد داشت.

مریم*

[چشمک][لبخند]